أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

271

تجارب الأمم ( فارسى )

به كار بستم ، و چون ، پس از دو روز ، مقتدر به خلافت بازگشت ، دادرس ابو عمر [ محمد ] نامه را بگرفته با دست خود به مقتدر سپرده سوگند ياد كرد كه * كسى از خلق خدا جز من آن را نديده است . مقتدر خرسند شده سپاسگزارى كرد و پس از اندك مدتى او را به « قاضى القضاتى » بگمارد [ 1 ] . پدرم به من گفت : پسركم ! ديدى كه پنهان كردن نامه زيانى براى ما نداشت ؟ مردم روز شنبه از « دار السلطان » پراكنده شدند ، و چون فردا كه يكشنبه بود فرا رسيد قاهر بر نشست و ابو على بن مقله وزير به پيشگاه رسيده دستور يافت رو به رو بنشيند . آرامش بازگشت و چپاول فرو نشست . ابو على بن مقله گزارش بر نشستن قاهر بالله را به خلافت در نامه‌اى براى كارگزاران استانها بنوشت . نازوك به پيادگان « مصافى » [ 2 ] دستور داد ، چادرهاى خود را از « دار السلطان » بيرون برند و پيادگان خود را بر جاى آنان نهاد . پس ايشان بر آشفتند . سپس به نايب پرده‌داران و دربانان دستور داد ، كسى جز درجه داران [ 3 ] را نگذارند كه به « دار السلطان » درآيد . پس پيادگان « حجرى » برآشفته ، دست به آشوب زده ، به سخنرانيها پرداختند و جنبش باز گردانيدن مقتدر آغاز شد . گزارش بازگردانيدن مقتدر به خليفگى [ 4 ] چون روز دوشنبه هفدهم محرم [ 317 ] فرا رسيد ، كه روز برگزارى تشريفات

--> [ ( 1 - ) ] ن . ك : خ 5 : 329 . [ ( 2 - ) ] M : براى دو واژهء « مصافى » و « حجرى » ن . ك : پانوشت خ 5 : 330 . [ ( 3 - ) ] M : متن : الا يدخل الدار الا من كانت له مرتبة . . . [ ( 4 - ) ] در صله عريب : 141 گويد : يكى از زندانيان دار الخلافه كه مونس [ رهبر اسمى كودتا خ 5 : 318 ] ايشان را آزاد كرد حسين بن روح بن بحر ، ابو القاسم قينى م 326 بود . حافظ ذهبى در بارهء او گويد : نزد شيعيان احترام بسيار داشت ، در پى گفتگوئى كه ميان او و حامد بن عباس وزير رخ داد ، او را دستگير كرد ، و پنج سال در زندان بماند و پس از بر كنارى مقتدر آزاد شد ، و چون مقتدر به خليفگى بازگشت و رأى او را خواستند ، گفت : آزادش گذاريد ، كه آنچه بر سر ما آمد